امیررضا می‌نویسد!

«روزنوشت های یک عدد امیررضا»

امیررضا می‌نویسد!

«روزنوشت های یک عدد امیررضا»

سلام خوش آمدید

کدام زندگانی؟! کدام امید؟!

۲۲ امین روز از دی ماه
نمی‌دونم از کجا شروع کنم، از کجا بگم یا اصن چی بگم؟ 
با هزار و یک امید اومدیم و قید علوم پزشکی و زدیم و افتادیم تو مسیر مهاجرت، وقتی به فکرش افتادم دلار ۴۸ هزار تومان بود.. موقع رفتن رسید دلار شده بود ۱۰۰ هزار تومان!
اومدیم بریم، یسری مشکلات توی زندگی پیش اومد و نشد و دِفِر زدیم برای دانشگاه..
اینا چیزی نبود، نشستم کماکان پی خوندن زبان و قرار بر این شد سومین زبان رو هم همزمان با کار و زندگی پیش ببرم و خب همه چی اونقدری که باید خوب پیش نرفت..
درآمد بیشتر میشد ولی سرعت رشد دلار بیشتر بود.. 
پارسال بهمن ماه با ۲۳۵ میلیون یه سیستم محکم داشتم جمع میکردم، امسال با همون سرمایه فقط میتونم یه لپ تاپ نسبتاً بالا رده بگیرم.. اونم لپ تاپی که پارسال ۸۰ میلیون قیمتش بود!
باز اومدم و با این مصرع سیدتقی سیدی که میگه :«بی‌سبب درد که هم قافیه با مرد نشد» دلم رو مرهم زدم و ادامه دادم.. ولی واقعاً امیدی نیست دیگه.

در نهایت میگه که:
Dağlarda kar olsada, baharımız var bizim...
Sahrada çol olsada, serabımız var bizim...
Siyah bir kabus karansada, han farklı yolumuza mihmandar hilalımız var bizim...
  • امیررضا

نظرات (۷)

متاسفم برای جوونیمون

پاسخ:
تو جوونی پیر شدیم!
  • •miss writer•
  • ای جوانی... ما که داریم ذره ذره آب میشیم ایشالا نسلای بعد جوونی بهتری داشته باشن

    پاسخ:
    ما نسل آرزو های محقق نشده‌ایم..
  • مهدیار (مترسک)
  • آخه اینا یه طوری بدیهی‌ان که نباید حتی آرزو باشن چه رسد که تبدیل به حسرت بشن...

    پاسخ:
    مسأله اینه: بدیهی توی کجای دنیا؟!
    ایران جای مبتدیا نیست :)
  • مهدیار (مترسک)
  • توی یه کشور نرمال؛ نه این‌که بدو بدو برن ما رو با یمن و لیبی یکی کنن و بگن ببین از اینا خوشبخت‌تری!

    والا حسرتای ما، ماقبل هرم مازلوئه، اگه «این» حرفه‌ای بودنه، ترجیح میدم تا ابد مبتدی بمونم 🤦🏻‍♂️

    پاسخ:
    یه محفلی بود ( وقتی میگم محفل منظور اینه که شیوخ و ادبا توش بودن😁) بحثی پیش اومد و اومدن ایران رو با پنجاه سال پیش مقایسه کردن که آقا شما قبلاً کجا میتونستی بری بیرون یه لقمه غذا بخری و نوش جان کنی.. الان روزگار خوبیه و از این حرفای پیش پا افتاده.. و بعد ایرانو با افغانستان مقایسه کردن
    منم جسارتی کردم و نظرمو اینطوری بیان کردم که اینکه خودتو با گذشته مقایسه کنی توی حرفای زرد انگیزشیه ولی تو این میون شما اگه بخوای با این تفکر پیش بری عاقبتت نهایتاً مثل امپراتوری عثمانی میشه یا حتی خود شوروی که نگاه به گذشته بهشون اعتماد به نفس کاذب میداد که ما چقدر معظمیم... توی دنیایی که دارن ثانیه به ثانیه مدرن تر پیش می‌ره خودتو باید به جایگاهی برسونی که بتونی با بزرگا هم رده باشی..
    ما توقع نداریم که قدرت اول منطقه رو با افغانستان مقایسه کنید که همونم رشد اقتصادی داره، توقع این بود با عربستان و ترکیه و کشور های حومه‌ی خلیج فارس مقایسه بشه!
    خلاصه سرتو بیشتر از این درد نیارم، اینا هرچی گفتن من بر اساس عظمت ایرانی که مدعیش بودن جوابی دادم ولی مثل اینکه به مزاج و ذائقه‌شون خوش نیومد :)
  • مهدیار (مترسک)
  • حالا داخل پرانتز بگم که مقایسه با گذشته (خصوصا ۵۰ سال پیش) یه سفسطه عظیمی داخلش داره و باید هر دوره‌ای رو با زمانه‌ی خودش مقایسه کرد و نه نیم قرن بعد. اون موقع باید بررسی کنی که واقعا نسبت به تفاوت دوره‌های زمانی پیشرفتی رخ داده یا درجا زدن بوده یا حتی پس‌رفت. که توضیح و بررسیش نه در حوصله کامنته و نه در حد فهم مغلطه‌گران!

    مورد بعدی این‌که همین سوریه و افغانستانی که میگن بعد از سال‌ها جنگ داخلی و این چند سال دولتِ لنگ در هوا، باز ارزش پول ملی‌شون از ما بیشتره!

    و بازم در گذریم که ایران ثروتمندترین کشور جهانه و هر طور حساب کنی ما نباید با این جور جاها مقایسه بشیم. درآمدمون ظرف ۲۰ سال نصف شده و تورمون چند صد درصد افزایش!

    پاسخ:
    همه‌ی اینا یکی یکی مطرح شد اتفاقاً.. ولی اینا مغزشون از گچ پر شده.
    به شخصه از یجایی به بعد ببینم مخاطبم فرقی با گوساله نداره (البته را مقابل این آدما بلانسبت گوساله) ترجیح میدم سکوت کنم..
    ولی این کشور با وجود این افراطی ها اصلاً محاله آباد بشه.. 
    جالب می‌دونی چیه؟ همین آدما تو غرایز مشترک بین انسان و حیوان دارن حرف اول رو میزنن و با این وضع که پیش می‌ره جمعیتشون داره روز به روز بیشتر میشه و اینم خودش یه عذاب دیگه‌س :)

    ۶۵۰ هزار تومان وعده برای هر کودک!
  • مهدیار (مترسک)
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    دقیقا مشکل همینه که حتی همین الانم همه چی درست بشه و یه کشور عادی بشیم (که من مطمئنم در همین زمان زنده بودن و جوانی ما اینو خواهیم دید) اینا کماکان به همون شیوه ******* * ********** **** ***** ** **** ****** ** ******** می‌خوان رفتار کنن و باز قراره نذارن ما یه روز خوش ببینیم.

    یکیشون بود می‌گفت قبلا موبایل و لپ‌تاپ نداشتیم، الان داریم و این دستاورده! خب عزیزِ نادون! ۵۰ سال پیش تو خود آمریکاشم این چیزا نبود که اینجا بخواد باشه 😂

    پاسخ:
    نمیدونم چرا حس میکنم اگه روزی هم نباشن باز قراره مثل داستان مشروطه برن و دوباره با یه سبک جدید برگردن...
    همین دیگه، وقتی بهشون میگی امروز چی داری ناراحت میشن که تو پیشرفت مملکت رو به سخره میگیری... دقیقاً بگید کدوم پیشرفت ما هم در جریان باشیم😁
  • مهدیار (مترسک)
  • به قول یه بنده خدایی، مردم پیشرفت رو روی زمین می‌بینن نه توی حرف؛ حالا زمین چیه؟ یخچال خونه‌شون، پول توی جیبشون، آرامششون، آیندهٔ بچه‌هاشون و...

    همون که گفتمه؛ همون شکلی دوباره آفت می‌شن به جونمون، مگر کامل اون تفکر حذف بشه و آیندگان بهش بها ندن، که اونم خیلی زمان‌بره.

    پاسخ:
    دقیقاً...
    متأسفانه ایدئولوژی چیزی نیست که بشه به راحتی حذفش کرد و دهه ها و قرن ها زمان می‌بره.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    امیررضا می‌نویسد!

    راستش را بخواهید، خودم هم درست نمیدانم کیستم! در تصادف با زندگی دهه ها می‌شود مسیر دادگاه را برای دادخوهی از زندگی و گرفتن حقوق خود پیش رو گرفته‌ام.

    پیوندهای روزانه