امیررضا می‌نویسد!

«روزنوشت های یک عدد امیررضا»

امیررضا می‌نویسد!

«روزنوشت های یک عدد امیررضا»

سلام خوش آمدید

۶ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

نمی‌دونم از کجا شروع کنم، از کجا بگم یا اصن چی بگم؟ 
با هزار و یک امید اومدیم و قید علوم پزشکی و زدیم و افتادیم تو مسیر مهاجرت، وقتی به فکرش افتادم دلار ۴۸ هزار تومان بود.. موقع رفتن رسید دلار شده بود ۱۰۰ هزار تومان!
اومدیم بریم، یسری مشکلات توی زندگی پیش اومد و نشد و دِفِر زدیم برای دانشگاه..
اینا چیزی نبود، نشستم کماکان پی خوندن زبان و قرار بر این شد سومین زبان رو هم همزمان با کار و زندگی پیش ببرم و خب همه چی اونقدری که باید خوب پیش نرفت..
درآمد بیشتر میشد ولی سرعت رشد دلار بیشتر بود.. 
پارسال بهمن ماه با ۲۳۵ میلیون یه سیستم محکم داشتم جمع میکردم، امسال با همون سرمایه فقط میتونم یه لپ تاپ نسبتاً بالا رده بگیرم.. اونم لپ تاپی که پارسال ۸۰ میلیون قیمتش بود!
باز اومدم و با این مصرع سیدتقی سیدی که میگه :«بی‌سبب درد که هم قافیه با مرد نشد» دلم رو مرهم زدم و ادامه دادم.. ولی واقعاً امیدی نیست دیگه.

در نهایت میگه که:
Dağlarda kar olsada, baharımız var bizim...
Sahrada çol olsada, serabımız var bizim...
Siyah bir kabus karansada, han farklı yolumuza mihmandar hilalımız var bizim...
  • امیررضا
امیررضا می‌نویسد!

راستش را بخواهید، خودم هم درست نمیدانم کیستم! در تصادف با زندگی دهه ها می‌شود مسیر دادگاه را برای دادخوهی از زندگی و گرفتن حقوق خود پیش رو گرفته‌ام.

پیوندهای روزانه